آشنایی با قانون اساسی مکزیک
شانزدهم بهمن 1295 [پنجم فوریه 1917] سالروز تصویب و به اجرا درآمدن قانون اساسی ایالات متحده مکزیک است که به عنوان روز قانون اساسی در این کشور گرامیداشته میشود. این قانون اساسی ریشه در انقلاب به وقوع پیوسته علیه رئیس جمهور در 1910 دارد. انقلاب مکزیک (۱۹۱۰-۱۹۲۰) یک درگیری مسلحانه گسترده بود که به دیکتاتوری ۳۰ ساله «پورفیریو دیاز» پایان داد و ساختار سیاسی-اجتماعی مکزیک را دگرگون کرد. این انقلاب با هدف اصلاحات ارضی، آزادیهای سیاسی و عدالت اجتماعی توسط رهبرانی همچون فرانسیسکو مادرو، امیلیانو زاپاتا و پانچو ویلا آغاز شد و به تدوین قانون اساسی ۱۹۱۷ انجامید.
ایالات متحده مکزیک بر اساس قانون اساسی ۱۹۱۷، نظامی فدرال است که به شیوه جمهوری و دمکراتیک اداره میشود. سالگرد تصویب این قانون اساسی همراه است با برگزاری جشن ها و مراسمهای مختلف مانند کنسرت خیابانی که مردم بوسیله آن، یادبود این روز را به شادمانی گرامی می دارند. نام این کشور ابتدا اسپانیای نو بود که پس از انتخاب نام، مکزیکوسیتی، نام مکزیک که برگرفته از زبان سرخپوستی ناهواتل است برای نام کشوری نیز برگزیده شد.
پیشینه و اولین قانون اساسی
این کشور در حال حاضر 134 میلیون نفر جمعیت دارد و پایتخت آن مکزیکوسیتی است. نظام حقوقی مکزیک ریشه در سنت حقوق نوشته (Civil Law) دارد و تاریخ قانون اساسی آن با مبارزات انقلابی عجین شده است. اگرچه اولین قانون اساسی فدرال در سال ۱۸۲۴ و با الهام از قانون اساسی آمریکا تدوین شد، اما قانون اساسی فعلی مکزیک مصوب ۱۹۱۷ (پس از انقلاب مکزیک) است که به عنوان «اولین قانون اساسی اجتماعی قرن بیستم» در جهان شناخته میشود. این سند حقوقی پیش از قانون اساسی وایمار آلمان و انقلاب روسیه، حقوق اجتماعی نظیر حقوق کارگران، اصلاحات ارضی و مالکیت ملی بر منابع زیرزمینی را به رسمیت شناخت و الگویی برای تلفیق لیبرالیسم سیاسی با عدالت اجتماعی گردید.
مکزیک از سال ۱۵۳۵ مستعمره بوده و به عنوان پرجمعیتترین منطقه تحتالحمایه اسپانیا شناخته میشد. پس از سه قرن استیلای امپراتوری اسپانیا، بیست و پنجم شهریور ۱۱۸۹ [شانزدهم سپتامبر ۱۸۱۰] - [روزاستقلال و تعطیل رسمی] در شهر دولورس هیدالگو، میگل ایدالگو نخستین فریاد استقلال مکزیک را به صدا درآورد و روند استقلال مکزیک از اسپانیا با صدور اعلامیه استقلال منجر به یک دوره جنگهای طولانی میان نیروهای اسپانیا و مکزیکیها شد. میگل ایدالگو بعدتر و در ۳۰ ژوئیه ۱۸۱۱ به دست اسپانیاییها اعدام شد. اما حدود ۱۰ سال بعد در سال ۱۸۲۱ میلادی (۱۲۰۰ خورشیدی) جنگ استقلال مکزیک با استقلال این کشور از اسپانیا به پیروزی رسید. جنگ استقلال مکزیک، یک درگیری مسلحانه و نقطه اوجی از یک فرآیند سیاسی اجتماعی بود که طی آن در سال ۱۸۲۱ به حاکمیت اسپانیا در مکزیک پایان داده شد. این جنگ به نام جنگ شبهجزیره پیشتر در سال ۱۸۰۸ بعد از حمله ناپلئون به اسپانیا شروع شد و تا استقلال مکزیک ادامه داشت.
در نهایت، زمانی که در سال ۱۸۲۱، مکزیک رسماً به استقلال رسید و ایتوربیدا به عنوان امپراتور این کشور بر تخت نشست. پس از دو سال نیروهای انقلابی او را از قدرت برکنار کردند و در سال ۱۸۲۴، اولین قانون اساسی بر مبنای نظام حکومتی جمهوری در مکزیک تدوین شد. نام کشور از امپراتوری مکزیک به ایالات متحده مکزیک تغییر یافت.
در سال ۱۸۳۵، تگزاس از مکزیک اعلام استقلال کرد که منجر به نبرد آلامو و به دنبال آن، جنگ آمریکا و مکزیک در بین سالهای ۱۸۴۶–۴۸ شد.
اصل سوم قانون اساسی مکزیک با شناسایی حق آموزش رایگان، اجباری و سکولار،
بهمراه دیگر اصول، قدرت مذهب، یعنی کلیسای کاتولیک را محدود کرده است.
نظام قانون اساسی ریاستی و دو مجلسی با معرفی سه لایه از نهادهای حکومتی یعنی 1) اتحادیه فدرال، 2) دولتهای ایالتی و 3) دولتهای شهری تنظیم گردیده و اصول بنیادین قانون اساسی مکزیک بر مبنای هفت اصل بنیادین زیر ترسیم شده است:
- A declaration of rights
- Sovereignty of the nation
- Separation of powers
- Representative government
- A federal system
- Constitutional remedy
- Supremacy of the State over the Church
1) اعلامیه حقوق
2) حاکمیت ملت
3) تفکیک قوا
4) دولت بنمایندگی
5) نظام فدرال
6) جبران خسارت اساسی(حقوق مربوط به مراجعه شهروندان به دادگاه در صورت نقض حقوق مربوطه ایشان در قانون اساسی)
7) برتری حکومت بر دین (کلیسا)
فهرست قوانین اساسی
فهرست قوانین اساسی مکزیک از ابتدا تا کنون به همراه نهاد تصویب کننده در زیر آورده شده است، برخی از آنها بدلایل مختلف اجرایی نشده اند.
- Constitution of Apatzingán (Proposed 1814; never came into effect), War of Independence, Congress of Anahuac
- Federal Constitution of the United Mexican States of 1824 (1824–35, 1847–57), Federal Republic-Constituent Congress
- Seven Constitutional Laws (1836–43), Central Republic- Congress
- Organic Bases of the Mexican Republic (1843–47), Central Republic- Antonio Lopez de Santa Anna
- Federal Constitution of the United Mexican States of 1857 (1857–1917), Federal Republic- Extraordinary Congress
- Political Constitution of the United Mexican States (1917–present), Federal Republic- Constituent Congress
مشخصات
نام رسمی کشور «ایالات متحده مکزیک» است و قانون اساسی ۱۹۱۷ به عنوان میثاق عالی، ماهیتی سیاسی و اجتماعی دارد. این قانون اساسی با وجود قدمت بیش از یک قرن، یکی از پر اصلاحیهترین قوانین اساسی جهان محسوب میشود. از منظر طبقهبندی حقوقی، این قانون در زمره قوانین اساسی نوشته، سخت (Rigid) و فدرال قرار میگیرد که بر حاکمیت ملی، دمکراسی نمایندگی و ماهیت جمهوری تأکید دارد. اصل برتری قانون اساسی (Supremacy Clause)
در اصل ۱۳۳ آن تصریح شده که قانون اساسی، قوانین کنگره و معاهدات بینالمللی را قانون برتر سرزمین میداند.
ساختار کلی
ساختار سیاسی مکزیک یک جمهوری فدرال، دمکراتیک و ریاستی است. فدرالیسم مکزیکی متشکل از ایالتهای آزاد و مستقل (Free and Sovereign States) در امور داخلی است که تحت یک میثاق فدرال متحد شدهاند. دولت فدرال دارای اختیارات تصریح شده (Enumerated Powers) است و هر آنچه صراحتاً به فدرال واگذار نشده باشد، در صلاحیت ایالتها باقی میماند. با این حال، در عمل و طی تاریخ، نظام مکزیک به شدت به سمت تمرکزگرایی و قدرت فائقه دولت مرکزی (Centrism) گرایش داشته است، هرچند در دهههای اخیر تلاشهایی برای تمرکززدایی صورت گرفته است.
حقوق و آزادیهای فردی
بخش نخست قانون اساسی (۲۹ اصل اول) تحت عنوان «حقوق بشر و تضامین آن» (که سابقاً تضامین فردی نامیده میشد)، طیف وسیعی از آزادیهای مدنی و سیاسی را پوشش میدهد. مکزیک در حقوق تطبیقی به دلیل گنجاندن «حقوق اجتماعی» در متن قانون اساسی شهرت دارد؛ از جمله اصل ۳ (حق آموزش رایگان و سکولار)، اصل ۲۷ (حقوق مالکیت و اصلاحات ارضی) و اصل ۱۲۳ (حقوق کار و رفاه اجتماعی). اصلاحات سال ۲۰۱۱ پارادایم حقوقی کشور را تغییر داد و تمامی حقوق بشر مندرج در معاهدات بینالمللی را همتراز با قانون اساسی قرار داد.
زبان و مذهب رسمی
مکزیک با اینکه بزرگترین کشور اسپانیاییزبان جهان است و حدود یکسوم از کل اسپانیاییزبانهای دنیا در آن زندگی میکنند و زبان اداری و کاربردی کشور اسپانیایی است، فاقد زبان رسمی است و از سال ۲۰۰۳، تعداد ۶۲ زبان بومی سرخپوستی نیز به عنوان «زبانهای ملی» در این کشور ثبت شده و رسمیت یافتهاست.
قانون اساسی مکزیک بر پایه جدایی سختگیرانه دین از سیاست (لاییسیته) بنا شده است و هیچ دینی را به عنوان دین رسمی به رسمیت نمیشناسد. این رویکرد تاریخی، واکنشی به قدرت کلیسای کاتولیک در گذشته بوده است. از نظر زبانی، مکزیک زبان رسمی ندارد، اما اسپانیایی به همراه ۶۸ زبان بومی دیگر به عنوان «زبانهای ملی» شناخته میشوند که دولت موظف به حفظ و ترویج آنهاست. این امر نشاندهنده گذار از یک ملت تکزبانه به پذیرش تکثر زبانی در نظام حقوقی است.
حقوق اقلیتها و مذاهب
اصل دوم قانون اساسی، مکزیک را به عنوان یک ملت چندفرهنگی (Pluricultural) که ریشه در اقوام بومی دارد، تعریف میکند. این اصل حق تعیین سرنوشت، خودمختاری در امور داخلی، و اعمال سیستمهای حقوقی عرفی بومیان (تا زمانی که با حقوق بشر مغایرت نداشته باشد) را به رسمیت میشناسد. در خصوص مذاهب، اگرچه آزادی عقیده تضمین شده است، اما نهادهای مذهبی و روحانیون با محدودیتهای قانونی خاصی در حوزه عمومی و سیاسی مواجهاند (مانند ممنوعیت دخالت در انتخابات)، که این امر در مقایسه با سایر دموکراسیهای غربی سختگیرانهتر است.
قوه مقننه
قدرت قانونگذاری فدرال در اختیار «کنگره اتحادیه» (Congress of the Union) است که ساختاری دو مجلسی دارد: مجلس نمایندگان (Deputies) و مجلس سنا. سیستم انتخاباتی ترکیبی از «اکثریت ساده» و «نمایندگی تناسبی» است تا تکثر سیاسی تضمین شود. یکی از ویژگیهای بارز تاریخی مکزیک، ممنوعیت انتخاب مجدد متوالی برای قانونگذاران بود که با اصلاحات سال ۲۰۱۴ تغییر کرد و اکنون نمایندگان و سناتورها میتوانند برای تعداد محدودی دوره متوالی انتخاب شوند تا تخصصگرایی پارلمانی تقویت گردد. تصویب قانون فدرال، اعلام جنگ، تعیین میزان مالیات، تصویب بودجه ملی و تمامی معاهدات بینالمللی و تأیید تمامی انتصابات دیپلماتیک در مجلس نمایندگان انجام میگیرند.
قوه مجریه
قوه مجریه در مکزیک به شدت تکرکن و متمرکز در شخص رئیسجمهور است. رئیسجمهور همزمان ریاست کشور ریاست دولت را بر عهده دارد و برای یک دوره شش ساله غیرقابل تمدید که اصطلاحاً «سِکسِنیو» (Sexenio) نامیده میشود، با رأی مستقیم مردم انتخاب میگردد. اصل «عدم انتخاب مجدد» (No Re-election) سنگ بنای دمکراسی مکزیک و میراث انقلاب ۱۹۱۰ برای جلوگیری از دیکتاتوری مادامالعمر است. برخلاف آمریکا، مکزیک سمت معاون رئیسجمهور ندارد و در صورت خلأ قدرت، کنگره رئیسجمهور موقت تعیین میکند. رئیس جمهور همچنین فرماندهکل نیروهای مسلح نیز محسوب میشود و همچنین با تأیید مجلسسنا اعضای کابینه و سایر مقامات دولتی را منصوب میکند. رئیسجمهور همچنین قدرت وتو کردن مصوبات مجلس را دارد.
قوه قضائیه
قوه قضائیه فدرال تحت نظارت دیوان عالی عدالت ملت (SCJN) و شورای قضایی فدرال قرار دارد. دیوان عالی متشکل از ۱۱ قاضی (وزیر) است که توسط رئیسجمهور پیشنهاد و با تأیید سنا برای یک دوره ۱۵ ساله انتخاب میشوند. شورای قضایی فدرال وظیفه مدیریت، نظارت و انضباط قضات (به جز دیوان عالی) را بر عهده دارد تا استقلال دستگاه قضا حفظ شود. در سالهای اخیر، اصلاحات قضایی به سمت سیستم دادرسی شفاهی و اتهامی (Adversarial) حرکت کرده است.
دادرسی اساسی
مکزیک مبدع یکی از مهمترین نهادهای حقوقی در جهان به نام «دعوی آمپارو» (Juicio de Amparo) است. آمپارو یک ابزار دادرسی اساسی منحصر به فرد است که شهروندان را در برابر نقض حقوق اساسی توسط مقامات دولتی محافظت میکند. این نهاد حقوقی که فراتر از یک حکم ساده است، به الگویی برای بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین تبدیل شده است. دیوان عالی همچنین صلاحیت رسیدگی به «دعاوی عدم انطباق با قانون اساسی» و «اختلافات صلاحیتی» میان قوای حکومتی را داراست. آمپارو یک نهاد حقوقی بسیار مهم در نظامهای حقوقی آمریکای لاتین است که ریشه در حقوق اسپانیا دارد. این واژه به معنای «حمایت» یا «پناه» است. آمپارو در واقع یک ابزار قدرتمند برای دفاع از حقوق شهروندی در برابر قدرت دولت است و الگوی آن در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین مانند آرژانتین، کلمبیا و ونزوئلا نیز پذیرفته شده است.
مکزیک پیشگام توسعه و کاربرد گسترده امپارو بوده و این نهاد در اصول 103 و 107 قانون اساسی مکزیک تضمین شده است. ویژگیهای آمپارو مکزیک
Ø حمایت از حقوق بنیادین در برابر نقض توسط هر مقام دولتی
Ø کنترل قضایی قوانین و مقررات مغایر با قانون اساسی
Ø اطمینان از رعایت تضمینات دادرسی منصفانه
Ø جلوگیری از تجاوز به صلاحیتهای قانونی
Ø هر فرد میتواند درخواست آمپارو کند.
Ø دادگاههای فدرال صلاحیت رسیدگی دارند.
Ø حکم فقط برای شاکی الزامآور است (اثر نسبی، نه کلی)
Ø سریعترین راه دسترسی به عدالت قانون اساسی
کمیسیون انتخابات
نظارت بر انتخابات در مکزیک بر عهده «موسسه ملی انتخابات» (INE) (سابقاً IFE)است .این نهاد یک سازمان عمومی خودمختار و مستقل از سه قوه است که مسئولیت سازماندهی تمامی انتخابات فدرال را بر عهده دارد. استقلال و قدرت بالای INE در حقوق اساسی مکزیک، واکنشی به تاریخچه طولانی تقلبهای انتخاباتی در دوران حاکمیت تکحزبی است و به عنوان ضامن گذار به دمکراسی در این کشور شناخته میشود.
شیوه و تعداد همه پرسی
مکانیزم دمکراسی مستقیم تحت عنوان «مشورت مردمی» (Consulta Popular) در اصل ۳۵ قانون اساسی پیشبینی شده است. رئیسجمهور، درصدی از نمایندگان کنگره، یا ۲ درصد از رایدهندگان ثبتنام شده میتوانند درخواست همهپرسی کنند. با این حال، محدودیتهای موضوعی (مانند حقوق بشر، بودجه و امنیت ملی) وجود دارد. برای اینکه نتیجه همهپرسی الزامآور باشد، مشارکت حداقل ۴۰ درصد از واجدین شرایط ضروری است. همچنین امکان همهپرسی برای عزل رئیسجمهور (Revocation of Mandate) در نیمه دوره ریاست جمهوری وجود دارد.
شیوه و تعداد بازنگری
قانون اساسی مکزیک از نظر فرآیند بازنگری، سخت و انعطافناپذیر است، اما در عمل به کرات اصلاح شده است. که از جمله مهمترین آنها، لغو مجازات اعدام در سال 2005 و حق دسترسی به غذا در سال 2011 است.
طبق اصل ۱۳۵، هرگونه اصلاح نیازمند تصویب دو سوم آرای حاضرین در هر دو مجلس کنگره (نمایندگان و سنا) و سپس تصویب اکثریت مجالس قانونگذاری ایالتی است. تاکنون بیش از ۷۰۰ اصلاحیه بر متن ۱۹۱۷ اعمال شده است که نشاندهنده رویکرد «اصلاحطلبی مداوم» به جای تدوین قانون اساسی جدید در مکزیک است.